![]() |
![]() |
|
|
"" انسان خوشبخت ""
می فشارد محکم وحشیانه در هم آرواره های غم روح بیمار مرا !! من درون غصه سالهاست که مدفونم کیست بداند عمق چاه اندوه مرا !! انزوایی ممتد حسرتی بی پایان زخمهایی از اندوه در درونم باقیست خانه ی متروکم سهمم از خوشبختیست !! در پس سد دلم سیلی از ناگفتها ست من به طغیان صبرم نزدیکم !! عاقبت یآس مرا وحشیانه بلعید فظله ای له شده از امیدم باقیست وه .... چقدر دلم از این زندگی بیزار است !! آه .... من کیستم آه .... من چیستم من به جز تفاله ی یک انسان خوشبخت هیچ چیز نیستم !!
نوشته از : میلاد
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هفدهم آبان 1388ساعت 10:54 توسط میلاد |
|
|
"" بام ""
چون بام غریبه دید از یاد برد آن بی خبر از عشق که صیاد برد در برف و تگر بار بالم شکست آن بی خبر از سقف بی من نشست بالم که تکیده اشکم که چکیده هستی که ببادم یارم که پریده بر آن بام که رفتی مویم سپید گشت من ساکن دردم تو سبزیه دشت امید به دیدار در دل ندارم پائیز و خزان شد هر فصل بهارم پار و که به آبم نقشی به سرابم در پاسخ مهرم این داد جوابم
شعر از : میلاد |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه پنجم آبان 1388ساعت 12:10 توسط میلاد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
کسی در یادم باقیست
که در یادش فراموشم |
| نوشته های پیشین |
|
آبان 1388 |
|
RSS
|